{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forest Vampire

Forest Vampire
Part 31





چند مین بعد
( ادمین. جونگ کوک با یه ظرف که توش یه گیاه سبز توش بود برگشت و نشست جلوی ا/ت پارچه رو اروم باز کرد و مرحم رو روی زخمش گذاشت و با یه پارچه دیگه زخمش رو بست......

جونگ کوک. زود خوب میشی این مرحم خیلی زود اثر میکنه
ا/ت. اهوم.. ( اروم هنوز پاش درد
جونگ کوک. خیلی درد میکنه؟
ا/ت. اهوم....... یکم...
جونگ کوک. دراز بکش و بخواب زود خوب میشه ( کمکش کرد دراز بکشه
ا/ت. مرسی..
جونگ کوک. ( روی تختش دراز کشید و چند مین بعد هر دو خوابیدن...

( ویو ته یان. اخه این میمون لعنتی چشه موقعیت به ون خوبی رو خراب کرد اههه حس بویاییش مشکل پیدا کرده......
هومم.... فکر کنم بشه با ون دختره ا/ت یه جوری به جونگ کوک فشار بیارم که به مقام قبلیم برمیگردونه و حتی شاید بالا تر از ون فقط مشکل اینجاست که چطور ون دختر رو گیر بیارم تا حالا دوبار دیدمش هر دو بارم که با جونگ کوک بوده و اینکه هر دو عضو خانواده سلطنتی ان عالیه.... اممم... حتی شاید با ازدواج با ون دختر بتونم جونگ کوک رو از تخت پایین بکشم و خودم فرمانرواشم ون وقت میشم قدرت مطلق و برای رسیدن به همه اینا فقط تیاز دارم به ون دختر نزدیکشم و البته باید حواسم به این میمون هم باشه دوباره جلوش ادا در نیاره.... فکر کنم چون داره سنش بالا میره حس بویاییش هم داره ضعیف میشه.....

ویو فردا شب

ویو ا/ت. از خواب بيدار شدم کسی تو اتاق نبود من تنها بودم یه نگاهی به پام انداختم تا ببینم تو چه وضعیه پارچه رو باز کردم و زخمم رو دیدم باور نکردنیه زخم پام تقریبا خوب شده ولی بازم باید مراقب باشم دوباره پارچه رو بستم به پام و به کمک مبل اروم بلند شدم یکم میسوخت اما از دیشب خیلی بهتر شده حوصله ام سر رفته بود برای همین از اتاق بیرون ومدم تا یکم بگردم و اینجا رو بهتر بشناسم وقتی رسیدم به راه پله ها ون طرف ته یان رو دیدم ولی این دفعه ون میمونش نبود همین طور داشتم نگاش میکردم که یهو یاد حرف جونگ کوک افتادم که میگفت به خیچ وجع نزدیکش نشم بهتر برم. و به خودم نیارم که دیدمش برگشتم و خواستم برم تو اتاق که یکی دستمو گرفت و وقتی برگشتم.......

ته یان. سلام بانو
ا/ت...... س..... سلام.. ( دستشو از دست ته یان کشید بیرون
ته یان. امم بابت دیشب ازتون عذر مبخام میمونم جدیدا خیلی عجیب رفتار میکنه خوب نمیتونم درکش کنم
ا/ت. اهوم.... اشکالی نداره
ته یان. پاتون بهتره؟
ا/ت. بله بهتره ( و خاست در اتاق رو باز کنه که....
ته یان. میشه شام رو باهم بخوریم؟
ا/ت. با هم؟ (تعجب) ( گرسنه هم بود و دلش غذای گرم میخاست
ته یان. بله اگر مایلید
ا/ت. امم........ باشه ولی باید زود بر گردم اتاق
ته یان.حتمااا.... ( ارهه همینه باید مخشو بزنم
( رسیدن به راه پله ها)
ا/ت. ووو خوب فکر نمنم بتونم این هنه پله رو با این پام بیام پایین پس با اجازه من رفتم
( همون لحظه ته یان ا/ت رو براید استایل بغلت کرد و خیلی ریلکس ومد پایین و بعد گذاشتش زمین...
ا/ت. ممنون (خجالت
ته یان. خواهش میکنم.... لطفا خجالت نکش
ا/ت. اهومم
ته یان. بفرما بانو ( دستشو گرفت و به سمت غذا خوری بزرگ و مجلل غمارت رفتن......




ادامه دارد......
دیدگاه ها (۳)

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 29لیسان. اما......... اما... ت...

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 30سوریا. چطور به مادرت خبر بدی...

Forest VampirePart 30( ا/ت پشت جونگ کوک ایستاد)ته یان. شماها...

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 28ا/ت. ( همین که در رو باز کرد...

پرنسس من ۲۷

وقتی عضو هشتم BTS

پارت ۷🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکشا/ت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط