ویو خونه ی کوک‌

ویو خونه ی کوک‌
کوک حاضر بود و ات هم همینطور.
کوک رفت آشپزخونه تا قرصهای ات رو بیاره.
ات که داشت کمی آرایش میکرد به حلقه نگاه کرد و سپس به شکمش نگاه کرد و اروم حلقه رو برداشت و داخل انگشتش کرد و بهش نگا کرد.
کوک اومد و ات سریع دستش رو قایم کرد .
کوک نفهمید و بعد از دادن قرص ها به ات رفت تا زنگ بزنه به اعضا تا ببینه کجان.

نامجون: الو
کوک: کجا موندین پس
نامجون: الان میرسیم
کوک: باشه خداحافظ
ات قرص رو خورد وقتی داشت آب میخورد
کوک انگشتر رو توی انگشت ات دید تلفن رو قطع کرد و سریع اومد پیش ات و گفت: تو منو به عنوان شوهرت پذیرفتی!!
ات: اره...تو شوهرمی و بچه....بچه ی ما
کوک ات رو بوسید و گفت: ازتون مراقبت میکنمم...
دیدگاه ها (۲۶)

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

چند پارتی درخواستی

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

شب شده بود و همه‌ی فامیل توی حیاط نشسته بودن.ات کنار جونگ‌کو...

چندپارتی جونگ کوک

Part:42 دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینت...

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط