{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر چتری که در دستش دارد، روی نیمکت روبروی من نشسته‌ای.

زیر چتری که در دستش دارد، روی نیمکت روبروی من نشسته‌ای.
شاید فقط نور سیگار من از آنجا معلوم باشد. ولی تو آنرا هم نمیبینی.
نیمکتم در تاریکی قرار دارد.
با هم به چیزی گوش میدهید. نمیدانم از آهنگ لذت میبری یا از باران یا از شب یا از او!
اگر جای او بودم در آغوشت میگرفتم تا سردت نشود.
... آن ترانه هنوز تمام نشده است.سکوت کرده اید و گوش میکنید.سکوت کرده ایم و نگاه میکنیم، من و سیگارم که حالا خیس شده است و خاموش.
ترانه تمام میشود.صورتش را نگاه می‌کنی و او به خود می‌بالد!
باران شدت گرفته است. دستت را میگیرد و میروید. سیگاری روشن میکنم.
اینجا هنوز تاریک است.
من و سیگار به صدای باران گوش میدهیم.
خیس میشویم.
خاموش میشویم.
تاریک میشویم!!!
دیدگاه ها (۲)

خدایا ... خسته ام... دلگیرم هرچه فکر میکنم هیچ پناهی جز تو ن...

مثل هر شب سر کوچتون ......... از همون شبی که بهم گفتی همه چی...

خسته ام .... خسته تر از تمام خستگی هایم ... بسان بیابان خشکی...

این آخرین بارم بود. “با عجله رفتنت” را عکس میگیرم و در کنج ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

p25

رقص سایه‌ها | پارت هشتم: «نقشه‌های پنهان در پسِ تاریکی»صدایِ...

چون من دوستون دارم پارت میزارم پس حمایت یادت نره 🥰😅#نفرتی_عا...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

پارت ۵۵

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط