{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خبرها آورده اند که مردی صبح گاهان برای ادای نماز صبح ر

در خبرها آورده اند که مردی صبح گاهان برای ادای نماز صبح روانه مسجد شد در راه پایش سر خورد و در گودالی پر آب فرود آمد به منزل برگشت و پس از تعویض لباس دوباره روانه مسجد شد .

دوباره همانجا سر خورد و به گودال افتاد. مرد به سوی خانه برگشت برای بار سوم لباس پوشید و روانه خانه خدا گردید.

وقتی به گودال آب رسید دید مردی فانوس به دست منتظر او ایستاده ...!

مرد فانوس به دست گفت من منتظر تو هستم تا تو را به سلامت به مسجد رسانم

عابد قصه ما از او تشکر کرد و با هم روانه مسجد شدند.

وقتی به مقصد رسیدند مرد عابد قصه ما از مرد فانوس به دست پرسید :
تو که هستی و برای چه به من کمک کردی .. ؟!

مرد فانوس به دست جواب داد :

من شیطانم ..!!!

بار اول که به زمین خوردی دوست میداشتم که ازبرگشتن منصرف شوی
ولی تو با برگشت خود موجب شدی خداوند تمام گناهان خویشاوندانت را عفو نمایدو در مرتبه دوم که به زمین خوردی لباس پوشیدی و برگشتی.
خداوند گناهان تمام مردم دهکده ات را بخشید.

ترسیدم اگر بار دیگر به زمین بخوری خداوند به خاطر تو از سرتقصیرات تمام مردم زمین بگذرد بنابراین چاره را در آن دیدم که شما را به سلامت به مقصد رسانم.
دیدگاه ها (۴)

این داستان واقعی است و به اواخر قرن 15 بر می گردد.در یک دهکد...

انتظارش ، انتظارم سیرکرد...آنکه میخواهد بیاید دیرکرد...تا به...

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی ...

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب...

Sherlock*شرلوک part 30 (4)🌀✒️بعد آمدن به خانه ، جان تصمیم گر...

فصل اول – پارت سی‌ویکمقرار در تاریکیساعت از ۹:۳۰ شب گذشته بو...

پارت پنجپشت در، کسی منتظرم بودپارچه‌ی سفید، آرام از روی آینه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط