جان چه می دانست از دنیا چها خواهد کشید

جان چه می دانست از دنیا چها خواهد کشید

خاکبازیهای طفلان را تماشا کرده بود

لنگر تمکین کوه غم به فریادم رسید

ورنه بیتابی مرا در عشق رسوا کرده بود

از دل شیرین خیالی داشت در مد نظر

کوهکن در بیستون شغلی که پیدا کرده بود
دیدگاه ها (۰)

غم نخور رفیق من ازتو یه دونه دارم خودم کنارتم تا پای جونم😍😍😘...

.اینجا از منی مینویسم که تو نمیبینی.منی که از کنار تو رد میش...

آسمان تاریک و شب تاریک و من تاریک تاریکم…از خودم دورم ولی خی...

غزلیات صائب تبریزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط