{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم اشک میریختم و التماسش میکردم نره

داشتم اشک میریختم و التماسش میکردم نره
بهش گفتم دوست دارم
من بغیر تو کسی رو ندارم تنهام نزار
با دستاش اشکمو پاک کرد و.گفت
بخدا. منم دوسش دارم
دیدگاه ها (۲)

■ تـــويــــه سَــــگـــہ لـــشـــہ آويـــزونــــہ ★amali →♣...

خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا ...

الله

خدایا دوستت دارم...

ی سناریو بودباته بهم میگفت هرکس که دوستش داری رو میکشممنم گف...

حرفاش راجب گل و کادو:دوست دارم فقط بیاید حضور داشته باشید فق...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 128・⁠]⁠ᕗبغض کردم.خودمو بیشتر...

رمان آیچی پارت 8 _________________________...

﷽🔴یکی از دوستان تعریف کرد:خواب دیدم زمینی حمله کردن تو خیابا...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

من درحال تو سناریو درحال دفاع از ویلنی که ۷۳۷۳۷۶۳ تا نفرو کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط