{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هربار به خودم قول میدهم این بار که دیدمت بایستم رو به روی

هربار به خودم قول میدهم این بار که دیدمت بایستم رو به رویت
سرم را بالا بیاورم
چشم در چشمت بگویم:
آقاجان؟ دلم را به تو داده‌ام همین و تمام.
دلدارم میشوی؟
اما هر بار
همان اول قصه
چشمم که به چشمهایت رسید
نفسم بند می‌آید
حتی گاهی چشمانم خیس میشود
و آنقدر آرام سلام میگویم که خودم هم نمیشنوم
و ادامه میدهم راهم را
و رویای قرار نامعلوم بعدی را در سر می‌پرورانم
دیدگاه ها (۱)

یک چیزی باید باشدکه در هجومِ شب دلت را قرص کند...! یک چیزی م...

‌خاطرم را مونسِ شب زنده داری آرزوست.

من اهل حساب و کتابم کاری نداشته باشهستم یا نیستم خوابم یا بی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

... امروز تمامِ تنهایی‌هایَم در زیر گلویم تجمع کردند!به گمان...

... امروز تمامِ تنهایی‌هایَم در زیر گلویم تجمع کردند!به گمان...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_بیست_...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_بیست_...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_هفده...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۴

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_سی_و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط