The last part

+هق.. هق چطور دلت اومد بهم بگی هرزه ههقق
تو ک میدونی تو هق تو اولین مرد زندگیم بودی هق
با گفتن این کلمه اشکام ناخداگاه سرازیر شدن
_ببخش.. منظوری نداشتم
سرش رو فرو کرد توی بغلم و دوبارع شروع ب گریه کرد
تازع متوجه بدن یخش شدم
دستاش میلرزید
دستم رو بردم زیر پاهاش و براید استایل بغلش کردم
_میدونی ک هر اتفاقی هم ک بیوفته قرار نیست حتا یک درصدم از عشق من نسبت ب تو کم شه
پس دیگه گریه نکن
درحالی ک تو بغلم بود رفتم سمت ماشین
منظم شدن نفساش نشونه ای از خاب بودنش بود
کتینم منو ببخش قول میدم هر اتفاقی هم بیوفته ازت مراقبت کنم... قول میدم نزارم اشکت دراد... دیگه نمیزارم هیچ عوضی لمست کنع
تو فقط مال منی...


شخمی شد ن؟؟
دیدگاه ها (۶)

هیتر

باشع.... فقط ی نکته با خاهر بیشتر موافقم 😂هیچ فقط میتونم بگم...

The last part

part 4

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۲

#مافیای_من #P7برگشتم سمت هان ‍و دیدم داره گریه میکنهرفتم بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط