{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زبانم لال میماند، بگویم دوستت دارم

زبانم لال میماند، بگویم دوستت دارم
چرایش را نمیدانم ،توهم شاید نمیدانی
من اینجا در خودم گیجم ،به دل صد نسخه میپیچم
برای زخم های سرد روحم اوج درمانی
به دریا میزنی اما نمیدانی خطر دارد
به طوفان میخوری آخر نرو تا اوج ویرانی
رها باش از غم وحسرت به هنگام پریشانی
تو رفتی و منم تنها ،میان آخرین بیتم
نوشتم : بی تو لبخندم به فردا رفته مهمانی
دیدگاه ها (۸)

عزیزم داد از این افسون چشمتکه دنیایی شده دلخون چشمتدمار از ق...

همیشه این سوالم بوده مادر که رنگ لاله‌ها یعنی چه رنگیهمیشه گ...

تا ابد در شعرهایم بوی باران میدهی وصف آن دلدادگی در جمع یارا...

در سرم بود که امشب به سرم می آیی شوق دیدار تو دارم ، چقدر ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط