{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p17

ات رو زمین بیهوش افتاده بود بردنش بستریش کردن

دکتر: میتونی برید ببینیدش ولی خواب

جیمین: باشه ممنون

رفت پیش ات

جیمین: ات پاشو قول میدم خوب بشی

ویو ات

تو خواب و بیداری بودم فقط صدا میشنیدم با صدای جیمین اروم تر شدم همون موقع اعضا اومدن

شوگا: مگه تو پیشش نبودی

جیمین: حرفای دکتر رو شنیده

کوک: مگه دکتر چی گفت

موضوع رو تعریف کرد

جین: به نظرم موضوع مافیا بودنمون رو براش تعریف کن

ویو ات

تا اینو گفت شوکه شدم جیمین که گفت هیچی رو مخفی نمیکنه

جیهوپ: جین چی داری میگی اگه بفهمه قلبش از جاش درمیاد و...

کوک: زبونتو گاز بگیر

جین: بهتر از اینه خودش بفهمه اونوقت بد تره

جیمین: باشه همینجا وقتی بیدار شد بهش میگم

چند مین بعد

ته: بچه ها بیدار شده بریم بیرون

ات: چرا

یونگی: جیمین باهات کار داره

همه رفتن

جیمین: میخواستم بهت یه چیزی بگم

ات: میدونم (لبخند غمگین)

جیمین: چی از کجا میدونی قراره راجع به چی حرف بزنم

ات: صحبتای جین رو شنیدم

جیمین: به خاطر خودت بود

ات: میدونم... راستی من میخوام عملی که دکتر گفت رو انجام بدم

جیمین: از اینکه اتفاقی برات بیفته نمیترسی

ات: نه بیا ریسک کنیم چاره دیگه ای نداریم

دکتر: اگه میخوای اینکار رو انجام بدی باید دقیقا پنج ماه دیگه اینجا باشی

جیمین: به نظرتون خیلی دیر نیست

دکتر: راه دیگه ای نداریم
دیدگاه ها (۱۲)

dark love

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#تپش.قلب.منPart 9فردا صبح تهیونگ از خواب بیدار شد و دید ات ه...

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط