{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی می ایی منتظرت شدم

گفتی می ایی منتظرت شدم

نبودی متاسف شدم برای همه انهایی که به خاطر کسی مجبور می شوند

به هر ناکسی التماس کنند

برای اینکه دروغ نگویند بزرگترین رویاها و دست نیافتنی رویاها را در سر می پرورانند رویاهایی که هرگز واقعیت ندارند

برای خودم هم متاسفم که مجبور شدم به خاطرت بزرگترین دروغها را باور کنم

امثال من برای خوشبخت شدن همیشه باید اول از تو"..و امثال تو"..بگذرند

تویی که به من یاد دادی برای گذشتن از دوراهی باید بین عشقهای پوشالی و واقعیتهای تلخ یکی را انتخاب کرد متاسفم برای خودم.. همین!
دیدگاه ها (۲)

کوچکتر که بودم فک میکردم تنهایی یعنی وقت هایی که هیچکی خونه ...

اکنون قدم میزنم در کوچه باغ های حکایت... هر قدم لحظه ای را ...

آدمها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر . . . اگر کمتر از چی...

دل به هر کسی بستم چیزی جز توهم ناشی از تنهایی برای من نبود ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۸

his favorite strawberry

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط