آزادی شهر از حصارش پیداست

آزادی شهر از حصارش پیداست
از کینه‌ی چوبه‌های دارش پیداست
فردای من و تو باز هم تاریک است
سالی که نکوست از بهارش پیداست🐾
دیدگاه ها (۱)

گفتم به کودکی که چه رنجور و لاغری!ای گل! تو غنچه‌ای تو لطیفی...

‏✅ باز خارجی‌ها یه جایزه‌ی بدرد نخور انداختن جلوی این سلبریت...

معرفی رمان: نقابی در شهر«نقابی در شهر» یه رمان صدم قسمتیه. ژ...

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

#عاشقانه#ایده_متن هرصبح طلو؏ می ڪندتمام حس خواستن تواز مشرق ...

روحانی گفته برای ادامه ی جنگ باید نظر مردم رو بپرسیم!!!!آقای...

پارت ۲

### پارت اول: «سایه‌های بیدار در مه»مهِ سنگین و غلیظی کوچه‌ه...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط