ادیسون اگر مےدانست
ادیسون اگر مےدانست
سال ها بعد
میان این همه تاریکے،
که حتے به لطف
اختراع او روشن نمے شود،
برق چشمان مهربان تو،
روزگار یک تنهایےچون من را،
چنین نورانے کرده است،
به گمانم دست از این اختراع مےکشید!
وقتے اینجا
بےهیچ تماسےاز سوے او _
یک من هر روز
صداےضبط شده در
ذهنش را مرور مکرر مےکند،
گراهام بل
نیازے نمے دید به اختراع تلفن!
اصلا معجزه عشق،
همه ے اختراعات دنیا را
زیر سوال مےبرد،
وقتے
تنها بایک نگاه
با یک سلام
با یک بودن
مے شود
تا آخر دنیا
بے هیچ هواپیمایے
دوید
دوید
دوید!
سال ها بعد
میان این همه تاریکے،
که حتے به لطف
اختراع او روشن نمے شود،
برق چشمان مهربان تو،
روزگار یک تنهایےچون من را،
چنین نورانے کرده است،
به گمانم دست از این اختراع مےکشید!
وقتے اینجا
بےهیچ تماسےاز سوے او _
یک من هر روز
صداےضبط شده در
ذهنش را مرور مکرر مےکند،
گراهام بل
نیازے نمے دید به اختراع تلفن!
اصلا معجزه عشق،
همه ے اختراعات دنیا را
زیر سوال مےبرد،
وقتے
تنها بایک نگاه
با یک سلام
با یک بودن
مے شود
تا آخر دنیا
بے هیچ هواپیمایے
دوید
دوید
دوید!
- ۸۲۶
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط