{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستِ حادثه را بگیر

دستِ حادثه را بگیر
راهےاش کن
به جایے دور از اینجا
بگذار
رُخ دهَد جایے نامعلوم
جایے دور از ما
حادثه ها از براے ما نیست
ما همه اش اتفاقیم
اتفاق هاےِ ناگهانے
اما
خوب
مثلِ چشمانِ تو
که اتفاقے شد
تا من عاشقت شوم
مثلِ بودنِ من
که باورےشد
براےِ تو
براےِ بودن
دستِ اتفاق را مےگیرم
تا بے افتد
باز هم
جایے کنارِ تو
هرروز
هرروز
هرروز
دیدگاه ها (۱)

.دلم تا برایت تنگ مےشودنه شعر مے خوانمنه ترانه گوش مےدهمنه ح...

ادیسون اگر مےدانست سال ها بعد میان این همه تاریکے، که حتے به...

زندگی منیعنےشیب خط گردنتوقتےبه پهناے شانه ات مے رسدیعنےرگ بر...

مے‌خواهےمن رابه بے‌خبرے از خودتعادت بدهے؟منبه بے‌خبرےاز توعا...

فاخته های میدویچ

🌱🌹تو کہ می‌خندے جهان کمے نرم‌تر می‌شوددیوارها کاهگلے، پنجره‌...

با تو بودن یعنی دنیا یه شکل دیگه‌ست، انگار دارم یه رؤیای واق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط