پارت
پارت ۹۱
ددی_شوگره_اجباریه من
سانو:: سانامی صگ پاشووووو
سانامی:: اوومممم بزار بخابمممم
سانو:: د پاشو بیصاحاب
سانامی:: نهههه صگگگگگگ د گمشو بیرونننن
سانو یه سیلی زد ب سانامی
سانو:: تا تو باشی دیگه گوه نخوری
سانامی:: منو میزنی الدنگ😠
سانو:: الدنگ...آییییی اسمته بی پدررررر
سانو و سانامی افتادن ب جون هم🗿🦋
سانو:: عااایییی زلیل شده موهامو ول کننن
سانامی:: هوووششش آخخخ اسپنک نزنننن
سانو:: سانامیییی
سانامی:: زهر بیدرمووون
سانو:: صبر کن!
سانامی:: چیه؟!
سانو:: ارباب اگ باز دعوامونو ببینه میکشمون
سانامی:: راست میگیا
سانو:: من دوسِت دارم👀
سانامی:: میتووو🗿
یهو دستگیره در اومد پایین و دوتاش کنجکاو ب در نگاه کردن...
جیمین وارد شد که پریدن کف اتاق و زل زدن بهش
تا کمر خم شدن و سلام کردن...
جیمین:: بیرون
سانامی:: چ..چشم
جیمین:: تو ن سانو
سانو:: اوکیه😄
سانو رفت بیرون...
سانامی:: ب..بله
جیمین:: چی؟!
سانامی:: کاری داشتین گفتین بمونم
جیمین:: حق رفتن به بیرونو نداری همین!
سانامی:: چ..چرا مگه من...
جیمین:: تو یه برده ای
سانامی:: شب مهمونیه؟!
جیمین:: اوم...
جیمین از تو یکی از کمدا یه قاب عکس بزرگ درآورد...
سانامی زل زد ب عکس...
سانامی ویو:
واااییییی چ ترسناکه همین عکسش...چ جذابه ...نخیر خیلیم گوهه ایییییششش
جیمین:: اینو میخام بزنم ب وسط دیوار سالن...
جیمین رفت بیرون سانامی هم نشست رو تخت
سانامی:: ریدم تو عکست😐🤣
جیمین برگشت...
سانامی:: یا جد سادات😳
جیمین:: برو حمام لباساتو آماده کن خودتو مرتب کن غذاتم بخور،برای شب آماده باش میرم بعد ظهر میام،وغی بحالت!! ببین هشدار دادم،فقط ببینم باکسی گرم گرفتی میکشمت
سانامی:: روم غیرت داری👀
جیمین:: خفه
جیمین رفت بیرون
سانامی هم رفت آماده شه...
پرش زمانی
ساعت ۷
سانامی:: خب خیلییی خوشگل شدممم یه ساعت دیگه همه میان
جیمین:: هوش
سانامی:: وای ترسیدم
جیمین:: اوم،خوبه...
سانامی:: ارباب من جدیدا زود خسته میشم ... میشه کم بمونن؟!
جیمین:: غلط میکنی خسته شی همش...امشب تو دو راند من دارم برات
سانامی:: نه🥺
جیمین:: بریم تو سالن
سانامی:: چشم😐
ددی_شوگره_اجباریه من
سانو:: سانامی صگ پاشووووو
سانامی:: اوومممم بزار بخابمممم
سانو:: د پاشو بیصاحاب
سانامی:: نهههه صگگگگگگ د گمشو بیرونننن
سانو یه سیلی زد ب سانامی
سانو:: تا تو باشی دیگه گوه نخوری
سانامی:: منو میزنی الدنگ😠
سانو:: الدنگ...آییییی اسمته بی پدررررر
سانو و سانامی افتادن ب جون هم🗿🦋
سانو:: عااایییی زلیل شده موهامو ول کننن
سانامی:: هوووششش آخخخ اسپنک نزنننن
سانو:: سانامیییی
سانامی:: زهر بیدرمووون
سانو:: صبر کن!
سانامی:: چیه؟!
سانو:: ارباب اگ باز دعوامونو ببینه میکشمون
سانامی:: راست میگیا
سانو:: من دوسِت دارم👀
سانامی:: میتووو🗿
یهو دستگیره در اومد پایین و دوتاش کنجکاو ب در نگاه کردن...
جیمین وارد شد که پریدن کف اتاق و زل زدن بهش
تا کمر خم شدن و سلام کردن...
جیمین:: بیرون
سانامی:: چ..چشم
جیمین:: تو ن سانو
سانو:: اوکیه😄
سانو رفت بیرون...
سانامی:: ب..بله
جیمین:: چی؟!
سانامی:: کاری داشتین گفتین بمونم
جیمین:: حق رفتن به بیرونو نداری همین!
سانامی:: چ..چرا مگه من...
جیمین:: تو یه برده ای
سانامی:: شب مهمونیه؟!
جیمین:: اوم...
جیمین از تو یکی از کمدا یه قاب عکس بزرگ درآورد...
سانامی زل زد ب عکس...
سانامی ویو:
واااییییی چ ترسناکه همین عکسش...چ جذابه ...نخیر خیلیم گوهه ایییییششش
جیمین:: اینو میخام بزنم ب وسط دیوار سالن...
جیمین رفت بیرون سانامی هم نشست رو تخت
سانامی:: ریدم تو عکست😐🤣
جیمین برگشت...
سانامی:: یا جد سادات😳
جیمین:: برو حمام لباساتو آماده کن خودتو مرتب کن غذاتم بخور،برای شب آماده باش میرم بعد ظهر میام،وغی بحالت!! ببین هشدار دادم،فقط ببینم باکسی گرم گرفتی میکشمت
سانامی:: روم غیرت داری👀
جیمین:: خفه
جیمین رفت بیرون
سانامی هم رفت آماده شه...
پرش زمانی
ساعت ۷
سانامی:: خب خیلییی خوشگل شدممم یه ساعت دیگه همه میان
جیمین:: هوش
سانامی:: وای ترسیدم
جیمین:: اوم،خوبه...
سانامی:: ارباب من جدیدا زود خسته میشم ... میشه کم بمونن؟!
جیمین:: غلط میکنی خسته شی همش...امشب تو دو راند من دارم برات
سانامی:: نه🥺
جیمین:: بریم تو سالن
سانامی:: چشم😐
- ۳۹.۹k
- ۱۸ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط