{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸۹



ددی_شوگره_اجباریه من



یهو جیمین رفت سمتش یه دستشو گذاشت پشت سرش و اون یکیو دور کمرش...
لباشو وحشیانه کبوند رو لباش و محکم مکشون میزد و میبوسید...
دستاشو دور کمرش حلقه کرد و زبونشو رو لباش میکشوند و خیس میبوسیدش...
سانامی:: عممممم ن..نفس میخام..اههه بکشم

جیمین حلقه دور کمر سانامیو تنگ تر کرد و به آغوش گرفتش...
سانامی هم ناخودآگاه تو بغلش دستاشو دور گردنش حلقه کرد و پاهاشو دور کمرش...

سرشو برد تو گردن جیمین و آروم نفس میکشید...

سانامی:: میشه همیشه همینجوری بهم آرامش بدی!(خیلی آروم گفت)

جیمین چیزی نگفت و آروم گذاشتش رو تخت
رفت چراغو خاموش کرد و بعد کنار سانامی دراز کشید...
دستاشو لای موهاش برد و نوازششون میداد
اما سکوتش واسه سانامی غیرعادی بود...

سانامی ویو:
نمیدونم خب دلیلشو،ولی وقتی آروم بغلم کنه آرامش میگیرم الان حتما دلش واسم سوخته ک کتکم نزد و زیر خودش زجرم نداد...

بلاخره سانامی هم خوابش برد...


پرش زمانی
صبح...

سانو:: حالم از تو بهم میخوره نکبته الدنگ😠
شیومین:: بمنچه میخاستی زر زر نکنی
سانو:: بتوچه ک من با لباس باز جلو بقیه رقصیدم؟؟!!
شیومین:: خ..خب خوشم نیومدم
سانو:: ب صگش چ مربوط اینو بگو
شیومین:: حالا بیخی چیکار کنم تا جبران شه
سانو:: سیلی ک بهم زدی خیلی درد گرفت بجاش باید بزاری دوتا سیلی محکم بزنمت😊
شیومین:: چ پرووو😒
سانو:: منم واسه همیشه قههههرم
شیومین:: خیلی خب بیا...

سانو رفت نزدیکش
شیومین بیچاره آماده کتک خوردن بود...

شیومین:: د بزن دختره...

با کوبونده شدن دست سانو تو گوشش ساکت شد...(من بی‌تقصیرم سانو خاست بزنه😔🖐)

شیومین:: اوکی...بعدیو بزن😒🥺(معلومه ا همین الان قهره)

شیومین چشاشو بست
سانو نزدیکش رفت و لباشو گذاشت رو لباش و آروم یه بوسه روشون زد

شیومین با ذوق و حیرت چشاشو باز کرد...
شیومین:: س..سانو عرررررررررررررررررررررررر
سانو:: چیه👀دلم سوخت همین
شیومین:: میدونستم مثل من عاشقی،منو تو ذوج خوبی میشیییم
سانو:: اهاا👀
شیومین:: منو نگاه کن عشقم

جیمین:: اهم...

سانو:: حیییی😳
جیمین:: شیومین بریم کار داریم سانو وقتی سانامی پاشد غذاشو بده...

شیومین و جیمین رفتن...
سانو:: ووووییییی دید ک بوسیدمش عابروم رففف
دیدگاه ها (۰)

پارت ۹۰ددی_شوگره_اجباریه منسانامی:: نمخاااام عوووققفق اییییع...

پارت ۹۱ددی_شوگره_اجباریه منسانو:: سانامی صگ پاشوووووسانامی::...

پارت ۸۸ددی_شوگره_اجباریه منهمه با تعجب و تقریبا ترس ب جیمین ...

پارت ۸۷ددی_شوگره_اجباریه منسانو:: انگار ن انگار من اومدم😒سان...

Part :44دستاش رو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش چسبوند .×حا...

ماه خونین

آزادترین تقدیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط