{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسرت یعنی

حسرت یعنی
رو به رویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم را آن دستمال خشک و
بی احساس پاک کند.
حسرت یعنی
شانه هایت دوش به دوشم باشد اما نتوانم از دلتنگی به آن پناه ببرم.
حسرت یعنی
تو که در عین بودنت داشتنت را آرزو میکنم...........!!
دیدگاه ها (۱)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت اول: تلاقی نور و ص...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط