{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران که میبارد،یکی باید باشد که به تو زنگ بزند و بگوید چ

باران که میبارد،یکی باید باشد که به تو زنگ بزند و بگوید چترت را برده ای? یکی که نگرانت باشد حتی نگران اینکه زیر باران به این لطیفی خیس شوی..:یکی باید باشد که دست بکشد توی سرت و اب ها را کنار بزند... اما چند وقتیست که باران میبارد و کسی به من نگفته چترت را برده ای?? و کسی نبوده که دست بکشد توی موهایم... اصلا همه ی این ها بهانه ایست که وقتی باران می بارد یکبار دیگر یاد تو بیفتم..
دیدگاه ها (۱)

بچه ها الان ساعت دوازده روز 28 ویچت استان کرمان شهرستان کهنو...

خانم گوگوش

منم میخوام

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

خب عشقا اومدم تا رمان جدیده رو شروع کنم.دردسر های سه روزه (پ...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط