{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
دیدگاه ها (۶)

رسیدن به فردابرای هیچکس حتمی نیست، پس این قدربرویدوبه سوی شا...

ﻗﻮﻱ ﺗﺮﻳﻦ ﺯﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻰ،ﻭﻗﺖ ﻫﺎﻳﻰ ﻫﺴﺖﮐﻪ ﺩﺳﺘﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﻟﻤﺴﺖ ﮐﻨ...

قهوه خوشمزه است خوشمزگی اش به همان تلخ بودنش است وقتی می خور...

دنـیـا را وارونـه مـی خـواهـم ...آدم هـا را ...اتـفـاق هـا ر...

ساحل من چپتر ۱

otagh baghli part 11تقریبا وسط های راه بودم که حس کردم مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط