{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سگ نگاه خنده داری به گرگ کرد و گفت؛

سگ نگاه خنده داری به گرگ کرد و گفت؛
آهویت را ربودم
تواگر عرضه داشتی آهویت را حفظ میکردی
گرگ لبخندی زد وگفت؛
آهویی که به سگ چشمک بزند لیاقت ندارد درسایه گرگ زندگی کند
دیدگاه ها (۲)

معجزه مگر چیست؟جز زنی که با یک "کنارت هستم"تمام دردهای مرد ر...

خیلیْـ بَدِهـ احساسـ کنے-👻 🍕 -اِحسآسـ کنیْـ انگار همہ-👾 💘 -د...

هق هق جات خییییلی خالیه زندگیم

تا تو نگاه می کنی کارِ من آه کردن استای به فدای چشم تواین چ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_6 ا.ت توی اتاقش نشسته بود بلاخره تونست به...

پارت ۱۹ :یک هفته بعد، خونهی کوچک حومه شهر دوباره پر از زندگی...

part46. . _ چی؟ چی؟ بوم با تعجب به یونجون نگاه کرد _ منظور...

وقتی مریض بودی ولی …

🧁 پارت شانزدهم | وقتی دلتنگی، اسم پیدا می‌کندچند روز از سفرش...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۶ چند روز از اعتراف چانگبین و جونگین ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱ | «یک صبح متفاو...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت دوازده | «آبروریزی رئیس مافیا» 😂لا...

پارت 47کای هنوز گوشی رو کنار گوشش نگه داشته بود.چند لحظه فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط