بهادویدنذهناز همین میترسیدم باید زود برسم به شینوبو ن
بها:*دویدن*ذهن:از همین میترسیدم باید زود برسم به شینوبو نباید اینطوری شده بدو بدو
*یه صدای عجیب*
بها:هوم؟*یه نگاه انداخت*هه؟
یه شیطان:اوه چه دختر نازی چه کوچیکی پس حتما چابکی غذای خوبیه بعداً یادم باشه از ناکیمه تشکر کنم
ذهن بها:اون....
*خاطرات*شینوبو:خواهرم قبل اینکه بره تو کما بهم گفت اون شیطان چشکلیه اما اون رده بالای دومه پس نمیشه به این راحتی کشتش بعاتریس لطفاً اگه تو مبارزه یوخت به پستش خوردی یا فرار کن یا بمون تا من بیام باهاش جنگ
بعا:عوم...
شینوبو:بعا تو میزونوتو ای کوچیکم هستیو..ببین خیلی خطرناکه خب؟
*حال*
ذهن بعا:موهاش..چشماش..سلاحش اون...ینی اونه؟
دوما:تو زن..ام زنی دختر زیبایی هستی🥰
بعا:.....💢
دوما:چرا عصبانی ای؟ نمیتونی صحبت کنی؟😊اوه وایسا..حتما من یکی از عزیزانتو کشتم اره؟متاسفم😊
ذهن بعا:با لبخند میگی ببخشید؟....آروم باش بعاتریس گفتی حرف نمی زنی💢آروم باش نره رو مخت💢
دوما:اوه چه چهره ی خشمگینی😅
ذهن بعا:آنقدر واضحه؟🥲
بعا:*شمشیرشو در آورد و به دوما حمله کرد*
دوما:*جاخالی داد اما دستش زخم شد*
بعا:*افتاد*عاع😵💫
دوما:اوه انگار اونقدراهم مبارز قوی ای نیستی ولی با اینکه قدرت زیادی نداری تونستی بزنیم آفرین🙂ولی...گردنم باید گردنمو حدف بگیری
بعا:هیهم*پوسخند*
دوما:هوم؟*مسموم شدن*هعع
ذهن بعا:وایسا جواب داد؟داره میمیرههه؟
دوما:وای این از سمایی که روی شیاطین پایین تر استفاده شده قوی تره
بعا:؟ذهن:پس بهم اطلاعات میدن
دوما:ولی...بازم قوی نیست نمیتونه منو بکشه
بعا:عوه😶
دوما:اخی انگار شک شدی ولی خب به هرحال انتظار نداشتی که من به این راحتی بمیرم مگه نه؟😊
بعا:هوممم💢ذهن:باید حدس میزدم ولی آخه...چطور موجود به این قویعیو بکشمم؟زودباش تو میتونی....حداقل بخاطر کاناعه
بعا:*حمله*
خب اینجا تموم میشه چون باید برم اگه خوشتون اومد بگید و ببخشید اگه بد شده😅🍡🩷
*یه صدای عجیب*
بها:هوم؟*یه نگاه انداخت*هه؟
یه شیطان:اوه چه دختر نازی چه کوچیکی پس حتما چابکی غذای خوبیه بعداً یادم باشه از ناکیمه تشکر کنم
ذهن بها:اون....
*خاطرات*شینوبو:خواهرم قبل اینکه بره تو کما بهم گفت اون شیطان چشکلیه اما اون رده بالای دومه پس نمیشه به این راحتی کشتش بعاتریس لطفاً اگه تو مبارزه یوخت به پستش خوردی یا فرار کن یا بمون تا من بیام باهاش جنگ
بعا:عوم...
شینوبو:بعا تو میزونوتو ای کوچیکم هستیو..ببین خیلی خطرناکه خب؟
*حال*
ذهن بعا:موهاش..چشماش..سلاحش اون...ینی اونه؟
دوما:تو زن..ام زنی دختر زیبایی هستی🥰
بعا:.....💢
دوما:چرا عصبانی ای؟ نمیتونی صحبت کنی؟😊اوه وایسا..حتما من یکی از عزیزانتو کشتم اره؟متاسفم😊
ذهن بعا:با لبخند میگی ببخشید؟....آروم باش بعاتریس گفتی حرف نمی زنی💢آروم باش نره رو مخت💢
دوما:اوه چه چهره ی خشمگینی😅
ذهن بعا:آنقدر واضحه؟🥲
بعا:*شمشیرشو در آورد و به دوما حمله کرد*
دوما:*جاخالی داد اما دستش زخم شد*
بعا:*افتاد*عاع😵💫
دوما:اوه انگار اونقدراهم مبارز قوی ای نیستی ولی با اینکه قدرت زیادی نداری تونستی بزنیم آفرین🙂ولی...گردنم باید گردنمو حدف بگیری
بعا:هیهم*پوسخند*
دوما:هوم؟*مسموم شدن*هعع
ذهن بعا:وایسا جواب داد؟داره میمیرههه؟
دوما:وای این از سمایی که روی شیاطین پایین تر استفاده شده قوی تره
بعا:؟ذهن:پس بهم اطلاعات میدن
دوما:ولی...بازم قوی نیست نمیتونه منو بکشه
بعا:عوه😶
دوما:اخی انگار شک شدی ولی خب به هرحال انتظار نداشتی که من به این راحتی بمیرم مگه نه؟😊
بعا:هوممم💢ذهن:باید حدس میزدم ولی آخه...چطور موجود به این قویعیو بکشمم؟زودباش تو میتونی....حداقل بخاطر کاناعه
بعا:*حمله*
خب اینجا تموم میشه چون باید برم اگه خوشتون اومد بگید و ببخشید اگه بد شده😅🍡🩷
- ۴۸۳
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط