{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد..درد ..درد....

درد..درد ..درد....
همه ما نيازمند مقدارمعيني از درد هستيم تا بتوانيم بعدها در مورد خودمان قضاوت كنيم.
همه‌چیز، شاید، از درد شروع می‌شود؛ از این‌که هیچ آدمی را نمی‌شود سراغ گرفت که طعمِ درد را نچشیده باشد و نداند درد و تنهایی، انگار، تقدیرِ آدمی‌ست . اما آنچه نوشتار طلب می کند و آن چه هر آنکه می نویسد نمی تواند بدون زخم خوردن به دست بیآورد قربانی کردن بخشی از خاطرات و تصویر سرای خویش است ، تا از از طریق زبان و نوشتار وجود واقعیت ها را تضمین نماید.... نوشتار دقیقا همان عرصه ای است که - تو - آ نجا نیستی و این آغازنوشتن است . این نوشته‌ها هستند که ما را توضیح می‌دهند، شرح می‌دهند انگار. ما را برملا می‌کنند. در نوشته هاست حافظه به حرف می‌آید. چیزی را می‌بینی که پیش‌تر دیده‌ای. از دیدن‌اش یادِ چیزی دیگر می‌افتی. چیزی که باید می‌گفتی . چیزی که باید بگویی...... .....
دیدگاه ها (۷)

برگرد مرا ببین ، ببین با من چه کرده ای ! من به هزاران دلیل م...

چند هایکو برای دختران زیبای کورد 1 آخرین گلوله می رقصد ازعلف...

یک دسته هستند که همیشه غائب هستند. هیچ وقت سراغت را نمی‌گیرن...

خدایا طوری دستم را بگیر و بلندم کن که همه اطرافم یادشان بمان...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

پارت پنج

《검은 마음》پارت هفتم | اولین جلسه‌ی خصوصیساعت دقیقاً چهار بود.ام...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط