جناب وی ای پی آمادست

×جناب وی ای پی آمادست
..واب نه
، وای اره
دست ا.ت رو گرفتم رفتم سمت وی ای پی
وای یه تخت بود کوچیک بود بای میز که روی اون یه سفره با همون پارچه پهن بود
ا.ا رو انداختم رو تخت
ل.بمو گذاشتم روی ل.بش
همکاری نکرد یه گاز ریز گرفتم شروع به همکاری کرد

ویو ا.ت
وای لبم کنده شد داشت ل.باسامو در میورد مانع شدم اما با یه حرکت با یه دستش دستمو بالا نگه داشت
ل.باسامو در آورد
لباساشو در آورد کم کم رفت سمت سینه هام یه نگا به سینه هام انداخت بعد یه نگا بهم کرد من سرخ شدم تحریک شده بودم
کم کم رفت سراغ پ.و.س.ی.م
دستشو می‌مالید
ن.اله هام شرو شد
، بیب خیلی میخوامت (

عوقققققق)
یهو بدون اینکه بزاره عادت کنم کرد توم جلو دهنمو گرفت تا ۱دا نره بیرون آشکار شرو به ریختن کردن
، هیششش
..اممم(مثلا دستش رو دهنشه)
شروع کرد به تلمبه زدن
خودشم به زور خودشو نگه داشته بود نا.له نکنه
، تنگی
..اممممم(گریه)
، وای چرا اه باز اه نمیشه اه
..امممممم(چشاش کم کم داره سیاهی میره
وای نفسم بالا نمیاد نی تونم نفس هه هه بکشم هه
جیمین فهمید دستشو برداشت
.. جیمین اسپرم
، بیا
داد زدم اما نمیتونسم درد پایین تنمو تحمل کنم
،دوباره شروع کرد به تلمبه زدن
دستشو دوباره گذاشت رو دهنم
، دارم میام
و.....
ار.ضا شدیم

گزارش نکنین
شرطا
لایک۱۳
کامنت :۳
خوبه دیگه راه بیاین
دیدگاه ها (۲۸)

که یهو صدای تیر اومد(ریدم تو تصوراتتون)خورد به لاستیک ماشینم...

..هعرسیدیم منو هل دادن از ون پیاده کردن -ببرینش بخش شکنجه..ن...

، ا.ت خوبییی.. آره خوبم(ترسیده )، بیا اینو بگیر (اصلحه).. دا...

سناریووقتی اسم داشتی و باش دعوا کرده بودی و نفست گرفته بود#د...

هنتای پارت ۲تنها معشوع منکاراکو سرش رو نزدیک میکنه و لبهای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط