{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت
دیدگاه ها (۲)

❤

معلم گفت: الف گفتم  او معلم گفت: ب گفتم  با او معلم گفت: پ گ...

. بامن از ماندن بگو رفتن تباهم می کندخوب میدانی غمت خانه خرا...

.باران گرفته بود که دیدم تو را عزیزترمز زدم کنار تو گفتم: کج...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

اخم كمرنگم براي باري ديگر به صورتم برگشت:"اينطوري نگام نكن."...

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

Chapter 10"*frozen*تهیونگ منو اونجا تنها گذاشت و بر خلاف میل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط