پارت 2
پارک جیمین دست راست جئون جونگ کوک بود که منو از دست مشت های کانگ هارا نجات داده بود!هارا با تعجب به جیمین نگاه کرد و با لحن لوس و فوق العاده چندشی گفت:
_اوپااا...آیون...چیز...اممم...برام قلدری میکرد.
جیمین پوزخندی زد:
_تا جایی که من میدونم همه تا حالا صدای آیون رو به سختی شنیدن. اون وقت قلدری کنه؟ اونم برای تو؟!
هارا دستشو از دست جیمین بیرون کشید و با دسپاچگی گفت:
_ه...همه ی بچه ها شاهدن...مگه نه بچه ها؟
هیچ کس جوابی نداد چون کسی نبود که از پارک جیمین و جئون جونگ کوک نترسه. جیمین نگاهی به هارا کرد و گفت:
_واقعا؟
'jungkook'pov
به در کلاس تکیه دادم و به معرکه ای که تو کلاس راه افتاده بود نگاه میکردم. واقعا چرا جئون آیون از این مدرسه نمیرفت یا چرا کانگ هارا اخراج نمیشد؟دلیل اول رو خوب میدونستم. جئون آیون 2 سال جهشی خونده بود و شاگرد اول کل مدرسه بود. طبیعی بود که نخواد از بهترین دبیرستان سئول انصراف بده. تو افکارم غرق بودم که آیون رو به روم ظاهر شد. سوالی بهش نگاه کردم که با صدای نسبتا آرومی گفت:
_میخوام ردشم.
خواستم اذیتش کنم. پس با پوزخند گفتم:
+دوباره بگو. نشنیدم.
نفس عمیقی کشید و اینبار بلند تر گفت:
_گفتم میخوام ردشم.
تو صورتش خم شدم و گفتم:
+و اگه نرم کنار؟
نگاه بی حسی تحویلم داد و چیزی نگفت. چش بود این؟منم تصمیم گرفتم بیخیال بشم و از کنارش رد شدم.
'Ay'pov
وارد عمارت شدم اولین چیزی که دیدم چهره ی به خون نشسته ی پدرم بود. با عجله از مبل بلند شد و به سمتم اومد. سیلی محکمی به صورتم زد که صورتم به سمت مخالف دست پدرم پرت شد و زخم کنار لبم سوزش خفیفی کرد.
_دختره ی احمق!دوباره دعوا کردی؟کی میخوای دست از قلدر بازیات برداری هان؟میخوای خودم گزارشتو بدم؟
لبامو محکم بهم فشار دادم و سرمو بیشتر انداختم پایین. کی بهش میگه من قلدری میکنم؟ دلم میخواست تو صورتش داد بزنم اون دیوونه منو به باد مشت گرفت نه من!اونی که قلدری کرده اون بوده نه من! ولی فقط گفتم:
+متاسفم.
پوزخندی زد و گفت:
_برو بالا لباستو عوض کن بعدشم برو اتاق کارم.
لایک و کامنت یادتون نره قشنگام💜
_اوپااا...آیون...چیز...اممم...برام قلدری میکرد.
جیمین پوزخندی زد:
_تا جایی که من میدونم همه تا حالا صدای آیون رو به سختی شنیدن. اون وقت قلدری کنه؟ اونم برای تو؟!
هارا دستشو از دست جیمین بیرون کشید و با دسپاچگی گفت:
_ه...همه ی بچه ها شاهدن...مگه نه بچه ها؟
هیچ کس جوابی نداد چون کسی نبود که از پارک جیمین و جئون جونگ کوک نترسه. جیمین نگاهی به هارا کرد و گفت:
_واقعا؟
'jungkook'pov
به در کلاس تکیه دادم و به معرکه ای که تو کلاس راه افتاده بود نگاه میکردم. واقعا چرا جئون آیون از این مدرسه نمیرفت یا چرا کانگ هارا اخراج نمیشد؟دلیل اول رو خوب میدونستم. جئون آیون 2 سال جهشی خونده بود و شاگرد اول کل مدرسه بود. طبیعی بود که نخواد از بهترین دبیرستان سئول انصراف بده. تو افکارم غرق بودم که آیون رو به روم ظاهر شد. سوالی بهش نگاه کردم که با صدای نسبتا آرومی گفت:
_میخوام ردشم.
خواستم اذیتش کنم. پس با پوزخند گفتم:
+دوباره بگو. نشنیدم.
نفس عمیقی کشید و اینبار بلند تر گفت:
_گفتم میخوام ردشم.
تو صورتش خم شدم و گفتم:
+و اگه نرم کنار؟
نگاه بی حسی تحویلم داد و چیزی نگفت. چش بود این؟منم تصمیم گرفتم بیخیال بشم و از کنارش رد شدم.
'Ay'pov
وارد عمارت شدم اولین چیزی که دیدم چهره ی به خون نشسته ی پدرم بود. با عجله از مبل بلند شد و به سمتم اومد. سیلی محکمی به صورتم زد که صورتم به سمت مخالف دست پدرم پرت شد و زخم کنار لبم سوزش خفیفی کرد.
_دختره ی احمق!دوباره دعوا کردی؟کی میخوای دست از قلدر بازیات برداری هان؟میخوای خودم گزارشتو بدم؟
لبامو محکم بهم فشار دادم و سرمو بیشتر انداختم پایین. کی بهش میگه من قلدری میکنم؟ دلم میخواست تو صورتش داد بزنم اون دیوونه منو به باد مشت گرفت نه من!اونی که قلدری کرده اون بوده نه من! ولی فقط گفتم:
+متاسفم.
پوزخندی زد و گفت:
_برو بالا لباستو عوض کن بعدشم برو اتاق کارم.
لایک و کامنت یادتون نره قشنگام💜
- ۴.۳k
- ۳۰ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط