{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانه ای لب چاه نشسته بود و میگفت هفت هفت هفت…

دیوانه ای لب چاه نشسته بود و میگفت هفت هفت هفت…
شخصی به او رسید و گفت برای چه هفت هفت میگویی؟!
.
.
دیوانه مرد را به چاه انداخت و گفت:
هشت هشت هشششت!!!
دیوانس دیگه شوخی نداره با کسی!
دیدگاه ها (۵)

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 10فضای رستوران در سکوت فرو رفت.سه مرد با قدم‌...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۰ — آخرین رازدرِ انبار کاملاً باز شد.رینا ب...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

★彡   Part 20 彡★ آخخخ. من باز هم برای این خنده هاش ضعف رفتم.ا...

پارت سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط