{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طناب را بگردنم انداختند و گفتند که:

طناب را بگردنم انداختند و گفتند که:
آخرین آرزویت چیست؟ گفتم:
دیدن بهترین دوستم گفتند که:
خسته است تاصبح برایت طناب دار بافته*
دیدگاه ها (۷)

رفاقت مثل برگ درخته وقتی از درخت کنده میشه باز به پاش می افت...

چقدر سخته...گاهی نمیدانی از دست داده ای یا از دست رفته ای*

بی گناهی پای چوبه دار میخندید بیچاره نمی دانست که....زمان ضر...

تصویر متحرکیاد ایام جوانی جگرم خون میکرد*

پارت ۸ (آخرین پارت )(عشق ممنوعه/🫠🙃❤️‍🩹🚫)و ته رو جلوم دارن مث...

سناریو:بخاطر تو/پارت ۴۸تومورا اومد سمتم و گفت"حرف آخرت؟" با ...

پارت سیزده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط