{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشت

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشت
آری گذشت مستی دلدادگی گذشت

در آتش خیال تو با خود قدم زدم
دوران عاشقی به همین سادگی گذشت

می دانم ای فرشته که باور نمی کنی
شب های قصه گویی و شهزادگی گذشت

روزی ز چشم مردم و روزی به پای تو
عمر مرا ببین که به افتادگی گذشت

شرمندۀ توایم و سرافراز از اینکه عمر
گر دین نداشتیم، به آزادگی گذشت水
دیدگاه ها (۱)

ً

چگوارا...........

.......

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر ...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر ...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر ...

‌امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر ...

امروز هم به رخوتِ بی‌بادگی گذشتآری، گذشت... مستیِ دلدادگی گذ...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت مستی دلدادگی گذشتدر آ...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت مستی دلدادگی گذشتدر آ...

امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت مستی دلدادگی گذشتدر آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط