{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهران ببخش

تهران ببخش

که نمی توانم سنگ صبور غمهایت باشم
چون غم در کوردستان زاده شده است

تهران ببخش

که نمی توانم فرزندانت رو بهت برگردونم
چون خودم گورستانی تاریک و مبهم از تراژدیهای ناگوار در سینه دارم

تهران ببخش

که نمی توانم شعله های آتش پلاسکویت را خاموش کنم...
چون کوردستان من پر از شعله های آتشیست که هیچ گاه خاموش نمی شود

تهران ببخش
دیدگاه ها (۱)

از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند...ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐ...

و عشق پزشک حاذقی ست که نسخه یِ تمام درد هایم را لابلای موهای...

‍ نترسیدازاینکه دختربچه هایتان زمین بخورند،اجازه دهید گریه ک...

تو مال منی فرشته گنآهکار من))

---ا.ت همان جا ایستاد.راهرو خالی بود.دستمال سفید توی دستش بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط