ای که نامت شد همیشه ذکر زبانم نفسم

ای که نامت شد همیشه ذکر زبانم نفسم
با تو تنظیم می شود هر ضربانم نفسم

با دلم بازی نکن مجنون و دیوانه توست
حکم کرده ست به عقل با تو بمانم نفسم

به دو چشم نگران که مرا کرد گرفتار قسم
و نگاه منتظر که به عشقت شد بیمار قسم

شهره ام کردی به شیدایی و شبگردی شب
به نفس های در هوای لحظه دیدار قسم

گفتم نفسم باش بی تو مرا هم نفسی نیست
گر نباشی بی تو مرا چون تو کسی نیست

تو شکستی پر و بالم که به سویت نپرم
آسمان بی تو عزیزم ،مرا جز قفسی نیست

وحشت از عشق ندارم ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه ندارم ترسم از خاتمه هاست

ترس بیهوده ندارم صحبت خاطره هاست
صحبت از کشتن نا خواسته عاطفه هاست

چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو
شب به شب جنگ است بین عقل من با عشق تو
دیدگاه ها (۲)

به دو چشمی که مرا کرده گرفتار قسمو نگاهی که به عشقت شده بیما...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

👑 عروسِ ولیعهدژانر: سلطنتی | فانتزی | رمانتیک | احساسی | پرن...

پرنسس ناخواسته

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت چهارمساعت از دو بعدازظهر گذشته بو...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

وحشت از عشق که نه، ترسم از فاصله هاست! وحشت از غصه که نه، تر...

وحشت از عشق که نه،ترسم از فاصله هاست!وحشت از غصه که نه،ترسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط