پارت35

پارت35
#زندگی_باتو

رفتم دستشویی کارامو کردم

آماده شدم که برم آرایشگاه

رفتم و کلی کارم طول کشید لباس عروسمو پوشیدم

رفتم دمه در

ویو جیمین*

صبح زودتر از ا. ت پاشدم و رفتم کارامو کردم
و رفتم دره آرایشگاه دنبالش زیبایش غیر قابل توصیف بود

ویو ا. ت*

جیمینو دیدم و پریدم بغلش

جیمین:خیلی خوشگل شودی ا. ت خانوم

ا. ت‌:مرسی عشقم
بیا بریم

رفتیم تالار
بچه هارو دیدیم سریع رفتیم پیششون
و با همه سلام کردیم


(نمیدونم چی. میگن تو عروسیا)
آیا حاضرید تا آخر عمر باهم باشید
و جواب دوتامون بله بود

رفتیم تو ماشین
و رفتیم خونه

جیمین:بلخره مال من شدی ا. ت شی

ا. ت:دوست دارم

جیمین:من بیشتر
حیف که موچی کوچولو داری
وگرنه بد بـ*گـ*ات میدادم

ا. ت:شب عاشقانه خراب شد

جیمین:درسته

3سال بعد...

هه سون:آبا.. اوما بهم شیب تمینی نمیده

جیمین:ا. ت یکم سیب زمینی بده به هه سون

ا. ت‌:برا غذاست

جیمین: ییییکم بده به بچه دیگه

ا. ت:عیی بابا
بیایید سره سفره

جیمین : اومدیم

ا. ت:واقعا که آقای جیمین
من باید با این وضع شکم
آشپزی کنم
منو حامله. کردی
لم میدی برا خودت

جیمین‌:کلا یه امروز درست کردی

ا. ت: ساکت
غذاتو بخور

و به خوبی خوشی زندگی کردن...
پایان🙂💕

لایک هاتون فراموش نشه
دیدگاه ها (۱۰)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

دختر تنها______________________________________________ساعت ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

مافیای من

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

چند پارتی از جیمین

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط