{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 𝟭𝟲

تهیونگ: چه خوب منم میخاستم برم

ات: هوم باش
مامان خدافظ

مادر ات: خدافظ دخترم

در راه مدرسه

تهیونگ: نمیخای بری کتاب خونه

ات: بعد از مدرسه میرم

تهیونگ:  اها رفتی منم میام باهات

ات: من میرم مغازه میخام  یکم پاستیل بخرم با سوا بخورم

تهیونگ: بزار من میرم میخرم

ات: خودم میرم

تهیونگ: منم میام

ات: چرا مثل بچه های دوساله ای 

تهیونگ: چی

ات: همش میگی منم میام منم میام

تهیونگ: خوب

ات: خوب چی

تهیونگ: برو بابا روانی

ات: چی

تهیونگ: من میرم

ات: برو

تهیونگ: پؙرو


پسره اصـ.کل  فکر کرده کیه که همش میگه منم میام

رفتم داخل فروشگاه یخورده پاستیل خریدم رفتم مدرسه

سوا: ات اومدی

ات:سلام

سوا: معلم نداریم مایلی بریم روی پشت بوم مدرسه

ات: اره اتفاقا یکم خوراکی هم خریدم

سوا:  خوب بیا بریم


#روی پشت بوم

ات: اینجا ویو خوبی داره

تهیونگ: اره

ات:  وای ترسیدم تو اینجا چیکار میکنی

سوا: راست میگه

تهیونگ: اینجا من از اول همینجا بودم

ات: بو سیگار میدی  سیگار میکشی مامانت میدونه

تهیونگ: خفه شو

ات: اگه به مامانت بگم چی میشه
کتک میزنه باهات دعوا میکنه
یکم دلم خنک میشه

تهیونگ: حرف نزن

ات: سوا بدو بریم به مامانش بگیم

سوا: من نمیام با فیلیکس میخام درس بخونم

ات: باشه خودم میرم

ویو تهیونگ: همینجوری با ات بحث میکردم که یهو هولم داد از پله ها رفت پایین

ات: میرم به مامانت بگم
او این موتور مال کیه
فکنم اینم به مامانت گزارش بدم

تهیونگ: دختره فضول وایسا

ات: من رفتم

هینجوری بدو بدو داشتم میرفتم سمت خونه و تهیونگم بدو بدو میومد دنبالم

تهیونگ:وایساا

ات: به مامانت  میگم

داشتم با سرعت هزار می دویدم و  پریدم توی خیابون که میان بور بزنم برم خونه  و فضولی بکنم  که یهو پریدم جلو ماشین خورد بهم

تهیونگ: ات

ادامه داره
دیدگاه ها (۰)

پارت 𝟭𝟳#اشتباه_بزرگ تهیونگ: ات ویو ات: سرم گیج میرفت  و حالم...

پارت 𝟭𝟱 #اشتباه_بزرگ تهیونگ: 5 صبح یعنی دو ساعت دیگهات: باشه...

پارت 14#اشتباه_بزرگ مادرات: باشه چرا اینجوری شدی من رفتم ات:...

پارت 𝟱#اشتباه_بزرگ بعد از کلی درس زنگ خورد رفتیم غذا بخوریم ...

پارت 𝟵#اشتباه_بزرگ مادر ات: ات اومدی ات: خستم  انگار موچی دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط