{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو پاساژ راه میرفتم که یهوخوردم به یه نفر و افتادزمین..

تو پاساژ راه میرفتم که یهوخوردم به یه نفر و افتادزمین..
سریع رفتم بلندش کردم و گفتم: واقعا عذر میخوام...
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف مانکن جلوی مغازه است..
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه...
بهش گفتم:خنده داره ؟ من فکر کردم آدمه!
اما یارو چیزی نگفت!
خوب که دقت کردم دیدم اونم یه مانکن دیگست!!!
خیلی حالم بده.. قرصام کجاست...!!!!؟؟
دیدگاه ها (۴)

خووووب تا اینجاش که خوب پیش رفتیم.....همش فقط 29 روز و نصفی ...

....

⚡ هوای خونمون انقد گرمه که به خانواده سپردم اگه من خوابم برد...

دوستان این دوستمه تازه اومده ویس لطف کنین برین لایکش کنید از...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

ترکم نکن

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 147♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

رومان عشق مافیا پارت 34 از زبان ا/ت(دو روز بعد)امروز روزه عر...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۶ ویو لارا: ساعت هفت بود که بلند شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط