{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهرزادمو (۵ سالشه) بردم تو سوپر هرچی دید میخواست هی میگ

خواهرزادمو (۵ سالشه) بردم تو سوپر هرچی دید میخواست هی میگفت از اینا از اینا..
بهش گفتم عمو اینا رو نمیفروشه (فروشنده هم اونجا بود)
بچه هم نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت "عمو گه خورده"!
من :||||
فروشنده :(((
بقیه مشتریا :)))
دیدگاه ها (۴)

اقدس خانوم و مریم خانوم و منیر خانوم 3تا همسایه هستن که خیلی...

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺷﻮﻫﺮﺍﺗﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻪ 2 ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﯾﻦ :ﯾﺎ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺗﺎﻓﺖ ﺑ...

وقتی مردها مشاور خانواده شوندنامه خانمی به مشاور:مشاور عزیزا...

.

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

رمان

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو آنیا کوک همینجوری حرصم میداد که دی...

وقتی درسش بد بودو ..

پارت ۲۰ویو جیازیادی نزدیک بود آروم بلند شد بهم اشاره کرد که ...

سناریو جونگکوک

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط