{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگ تر شده ام...

بزرگ تر شده ام...
چیزے که مرا نکشت،
قوے ترم کرد...
به نیمه ے پر لیوان نگاه کن:
"این منم!
زنے که گریه نمیکند"

خاطراتم را زنده به گور کرده ام...
و خودم را که دوستت داشت،
از پنجره اےکه گریه میکرد
به خیابان انداختم!
.
حالا به منےکه دوستت ندارد
بگو:
"چگونه غم ها مرا نمیکشند؟!"
وقتی در انعکاس تمام آینه ها
دستےکه مرا بغل کرده است،
نبودن توست...
.
چیزے نگو...
به نیمه ے خالےلیوان نگاه کن
"این منم!
زنے که گریه نمیکند"
دیدگاه ها (۱)

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﻴﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ...ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺡ ﻧﺒﺎﺵ !!!ﻫﻴﭽﻜﺲ ، ﺩﻳگر...

دو راهےسختیه!!وقتےندونے محــــــــرمشے یا مزاحمش!!!وقتے ندون...

یک روز تو را خواهم دزدیدپاے همه چیزش هم مےایستماصلاً گروگانت...

من حرفام منت نیست ..... همش عشقه... حرفاےبےتو بودنه ... شکست...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۷شري سریع گفت:چشم.. و رفت تو...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.59  (روایت از زبان جونگ کوک)...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.61  (روایت از زبان ا.ت)---حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط