{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینم وصف زندگی امروز در قالب شعر

اینم وصف زندگی امروز در قالب شعر

گریه ام تا که مگر گریه به پایان برسد

که خیابانِ پس از تو به خیابان برسد

آتشی دارم و از الکل گیج است تنم

که تمام تنم آتش شده از سوختنم

بحث داغ نفسم بود و طنابی که تویی

لطف قصاب تهِ جرعه ی آبی که تویی

من که کوهی بودم غصه تکانت ندهد

دستِ نامرد به نامرد نشانت ندهد

من که عمری ست زر مفتِ زیادی زده ام

می روم دست به دستی که ندادی بدهم

گریه ام تا که مگر گریه به پایان برسد

که خیابانِ پس از تو به خیابان برسد

مثلِ دریا وسطِ آب و عطش بود و نبود

مرد این قصه اگر پیش زنش بود و نبود

مانده بین رگ و دل یا بزند یا بکند

حرف هایی ست که یک مرد نباید بزند

حرف هایی ست که آتش شده در پیرهنم

نعشِ سیمرغم و از قاف نگفتم به زنم

حرف هایی ست که با مشت به دیوار زدم

که نفهمیدی و تا خانه ی تو زار زدم

بغلم کن که من از شب به تو مشتاق ترم

به پریشانی موهای تو سنجاق ترم

توی لیوان شبم شربتِ سم خواهم ریخت

تو که باشی وسطِ جمع به هم خواهم ریخت

وصف حال نفسم نیست که بند آمده است

قهرمانی که تو می خواستی«آدم بده» است

نرسیدن به تو فصلی ست که پاییزتر است

توکه هستی که شبم بی تو غم انگیزتر است؟

تو که هستی جلویت آینه دل باخته است؟

فکر تشبیه تو را از سرش انداخته است؟

بوی خواب است که پیچیده شده ملحفه ام

خفه ام بی تو به اندازه ی دنیا خفه ام

گریه ام تا که مگر گریه به پایان برسد

که خیابان ِ پس از تو خیابان به خیابان برسد
دیدگاه ها (۳)

ﺁﺩﻣﻬــــــﺎ ﯾﻬـﻮ ﻣﯿــﺎﻥ . . ! .ﯾﻬـﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿـﺘـــــﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯿﮑﻨﻦ...

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

#کپشن

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

برده عمارت جئون

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط