{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مستی در شب P

🍷مستی در شب🍷 🪐P27🪐

فردا صبح
خونه پر از نور خورشیده. جینا و پارک توی حیاط دارن با هم حرف می‌زنن. جونگ‌کوک از پنجره نگاهشون می‌کنه. تو میای کنارش.
· تو: «داری جاسوسی می‌کنی؟»
· جونگ‌کوک: «دارم مراقبت می‌کنم.»
· تو: «هنوزم؟»
· جونگ‌کوک: «تا همیشه.»
· تو: «چی می‌بینی؟»
· جونگ‌کوک: «دخترمو می‌بینم که داره می‌خنده. پسری رو می‌بینم که داره موهاش رو نوازش می‌کنه. فردایی رو می‌بینم که قراره براشون بسازن.»
· تو: «و چی حس می‌کنی؟»
· جونگ‌کوک: «افتخار. عشق. یه ذره دلتنگی. ولی بیشتر از همه، آرامش.»
· تو: «پس همه چی خوبه.»
· جونگ‌کوک: «آره. همه چی خوبه.»
برمی‌گرده سمتت. دستتو می‌گیره. می‌بوسه‌ت.
· جونگ‌کوک: «بیا بریم صبحونه درست کنیم.»
· تو: «باشه. چی دوست داری؟»
· جونگ‌کوک: «همون چیزی که ۲۰ سال پیش دوست داشتم. تو. کنارم.»
می‌خندی. دست تو دست هم می‌رین سمت آشپزخونه. صدای خنده جینا از حیاط میاد. زندگی ادامه داره. با همه خوبی‌هاش. با همه سختی‌هاش. با همه عشقش.

روز عروسی جینا - خونه

ساعت ۶ صبحه. خونه پر از شلوغی و هیاهو. موهای تو رو آرایشگر داره درست می‌کنه. جینا توی اتاقش نشسته و دوستاش دورش جمع شدن. صدای خنده و موزیک میاد.

جونگ‌کوک توی حیاط وایساده. لباس عروسی پوشیده. کراواتش رو هی درست می‌کنه و باز می‌کنه. دستاش می‌لرزه.

تو از خونه میای بیرون. لباس مهمونی پوشیدی. موهات مرتب شده. میای کنارش.

· تو: «چرا وایسادی اینجا؟»
· جونگ‌کوک: «دارم نفس می‌کشم. هوای تازه می‌خوام.»
· تو: (می‌خندی) «دروغ نگو. داری گریه می‌کنی.»
· جونگ‌کوک: «گریه نمی‌کنم. یه چیزی رفته تو چشمم.»
· تو: «آره. اسمش اشکه.»

جونگ‌کوک برمی‌گردد سمتت. چشماش قرمزه. بغض داره.

· جونگ‌کوک: «چطور می‌تونم بدمش؟ ۲۰ سال... ۲۰ سال هر روز صبح اولین چیزی که می‌دیدم صورت اون بود. حالا...»
· تو: «حالا قراره یه نفر دیگه اولین چیزی باشه که صبح می‌بینه. ولی همیشه دخترته. هیچکی نمی‌تونه اونو ازت بگیره.»
· جونگ‌کوک: «می‌دونم... ولی...»
· تو: «بیا بریم پیشش. باید ببینیش قبل از مراسم.»

ادامه......
دیدگاه ها (۰)

🍷مستی در شب🍷عکس جینا عکس پارک

🍷مستی در شب🍷 🪐P28🪐اتاق جینا جینا لباس عروسی پوشید...

شوگااااااا

🍷مستی در شب🍷 🪐P21🪐فردا صبح نور خورشید می‌افته توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط