{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« مافیای عاشق »

« مافیای عاشق »
« پارت اول »
جئون صبح با آلارم ساعت بیدار شد .
گوشیش رو از روی میز نسکافه ای که کنار تختش بود برداشت و ساعت رو چک کرد .
بعد از چک کردن ساعت گوشیش رو گذاشت روی همون میز و بلند شد و به طرف دستشویی رفت .
کار های لازم رو انجام داد و از اتاق بیرون رفت .
خدمتکار ها میز رو چیده بودن و جئون به طرف میز بزرگی رفت که روی آن در از صبحونه های خوشمزه بود .
روی یکی از صندلی ها نشست و شروع به خوردن کرد .
همینطور که داشت می‌خورد یکی از خدمتکاران به طرف اتاق جئون رفت .
قصد داشت اتاق رو مرتب کنه .
وقتی وارد اتاق شد موبایل جئون زنگ خورد .
خدمتکار سریع از اتاق اومد بیرون و به طرف میزی که جئون نشسته بود رفت .
خدمتکار : ارباب گوشی شما زنگ خورده ( سرش پایینه و تا کمر خم شد )
کوک : باشه بزار روی میز
خدمتکار گوشی رو گذاشت روی میز .
جئون اول به اسم مخاطبش نگاه کرد « کیم تهیونگ » .
بعد گوشی رو برداشت و دکمه سبز رنگ رو کشید .
« مکالمه »
کوک : الو کیم چرا این وقت صبح زنگ زدی ؟
کیم : سلام خرگوش کوچولو چرا سلام نمیکنی ( پشت تلفن نیشخند زد)
جئون : کیم من خرگوش نیستم چندبار بهت بگم ، اصلا بیخیال حوصله سروکله زدن با تورو ندارم ، کارت رو بگو
کیم : میخواستم بگم اگه حوصله داری بیا بوسان
جئون : چرا باید بیام ؟
کیم : چون من میگم
« بوق بوق بوق »
« پایان مکالمه »
کیم تلفن رو قطع کرد .
این کار کیم بدجوری روی اعصاب جئون رفت و باعث شد که گوشی رو پرت کنه روی میز .
از پشت میز بلند شد و به طرف اتاقش رفت .
وارد اتاقش شد و در کمد سفید رنگش رو باز کرد .
یه دست کت و شلوار سفید بیرون آورد و پوشید .
یه طرف موهاش رو با ٱتو مو انداخت جلوی صورتش .
از اتاقش بیرون اومد و به طرف در عمارت رفت ، عمارت بیرون اومد و سوار ماشین لوکسش شد .
وقتی که بعد ساعت به بوسان رسید و به طرف عمارت کیم رانندگی کرد وقتی رسید بادیگارد ها ماشینش رو بردن داخل پارکینگ و خودش وارد عمارت شد .
وقتی رفت داخل تهیونگ به سمتش اومد .
تهیونگ: سلام چطوری جئون ( لبخند )
کوک : سلام ، کیم کارت رو بگو بیکار نیستم
تهیونگ: خیلی خب حالا چرا عصبی میشی ، فقط میخواستم بیای اینجا که یه چند روزی پیش هیونگت بمونی
کوک : من اینجا نمی‌مونم ، تو هیونگ من نیستی
تهیونگ آروم به کوک نزدیک می‌شد و کوک می‌رفت عقب تر تا اینکه به دیوار برخورد کرد .
کیم دستش رو به طرف کمر باریک جئون برد و دورش حلقه کرد .
لبش رو آروم به گردن و گوشش نزدیک کرد .
جئونی که تا الان مغرور و عصبی بود الان بخاطر اینکار تهیونگ خیلی شوکه شده بود .
البته خودش هم میدونست اگه کیم عصبی بشه کسی سالم از زیر دستش بیرون نمیاد .
تهیونگ: بانی یه بار دیگه لجبازی کن تا بهت نشون بدم چه عواقبی داره ( پوزخند )
کیم بوسه ای روی گردن کوک گذاشت و ازش جدا شد .
جئون هنوز داخل شوک بود .
تهیونگ : اگه گرسنه ای داخل یخچال غذا هست ، میتونی گرم کنی و بخوری ، خدمتکارا امروز رفتن استراحت شب میان ( لبخند )
کوک : ت..تهیونگ هوسوک نمیاد ؟
تهیونگ : نمیدونم بهش زنگ زدم گفت که معلوم نیست که بیاد یا نه چون الان مشغول کار های باندش هست
کوک : آها اوکی ، خب چرا گفتی بیام ؟
تهیونگ: راستش بخاطر اینکه پیشم بمونی نگفتم ، میخواستم یچیزی بهت نشون بدم
تهیونگ به طرف لپتاپی که گذاشته بود روی میز شیشه ای که در اتاق مهمان بود رفت .
تهیونگ: میخواستم این رو بهت نشون بدم
جئون به سمت ته یونگ رفت و کنارش روی مبل نشست .
کیم لپتاپ رو به طرف جئون چرخوند .
عکسای کسی رو به جئون نشون داد که دنبالش هستند .
کوک : عکس های هان جیسونگ رو از کجا گیر آوردی ؟
تهیونگ: یکی از افرادم جاسوسیش رو کرد......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
« امیدوارم حمایت کنید » 🍀🌸💫
« ببخشید که دیشب نزاشتم » 🙂‍↕️💜💫
دیدگاه ها (۲)

« مافیای عاشق » « پارت دوم » کوک : الان باید چیکار کنیم ؟ ته...

اسم رمان : « مافیای عاشق »شخصیت های اصلی: کیم تهیونگ ــ جئو...

سلام عسلای من یه نفر گفته که یه گپ داره اگه دوست دارین وارد ...

خون آشام تشنه به خون پارت دهم بعد اینکه تهیونگ رفت کوک دوبار...

« دانش آموز شیطون من » « پارت هفتم »ته یونگ ، کوک رو خوابون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط