{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:
بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد .
آن مرد گفت :
گردوها را می خوری نوش جان ،
ولی من صدای دعای تو را نشنیدم..

#بهلول گفت :
مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است .

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن..
که خواجه خود روش بنده پروری داند.
دیدگاه ها (۲)

خواجه،کار بی مزد ومنّت میخواهد ...تو بندگی چو گدایان به شرط ...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

✅آموزنده فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای ...

واقعا قشنگه فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و بر...

فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا...

واقعاقشنگه?فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برا...

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا ک...

- فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا ...

فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و برای من دعا...

واقعا قشنگه فردی چند گردو به بهلول دادگفت : بشکن و بخور و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط