بسم الله الرحمن الرحم
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمت اول :
اولین قدم و مهمترین آن، توقف ذهن است. باید بتوانی ذهن قبلی ات را متوقف کنی. ذهن قبلیِ تو، مشتی فکر و خیال و تصورات جورا جور است که تو را در شبکۀ تارعنکبوتی خود به دام انداخته است. باید از آن بدر بیایی. اگر خواهان وصل به حقیقت محض هستی جز این چاره ای نیست.
پس یا این وادی را فراموش کن یا قدم به قدم بیا. اگر بیایی هر جا که باشی روح الهی را در مدد خویش خواهی یافت.
(الف) - جایی خلوت بیاب.أرجح آن است که طبیعتی بکر باشد. به دور از دست سازهای انسانی. به دور از دکل های برق. به دور از آهن پاره های متمدنانه. حتی وسیله الکترونیکی با خود نبر. یک محیط طبیعی، بکر و ساکت. همچنان که در آن محیط قدم می زنی، بگذار روح ات خود جایی برای نشستن انتخاب کند. تو انتخاب نکن. هر جا که خواست بنشیند همانجا بنشین. بد و خوب نکن. آرزوی رسیدن به هیچ چیز و هیچ جا را نداشته باش.
اگر آرزومند باشی کمکی دریافت نخواهی کرد و بهتر است به خانه ات برگردی.
(ب) - در نشستن کمرت صاف باشد. قوز نکن. و به روبرویت نگاه کن. اولین چیزی که توجه ات را جلب کرد همان مناسب است.
کاملا روبرویش بنشین. آن چیز می تواند یک درخت یا یک تخته سنگ و یا حتی افق آسمان باشد همانجا که زمین و آسمان به هم رسیده اند.
(ج) - اگر آن چیز مثلا یک درخت بود فقط آن را نگاه کن. هیچ قضاوتی نکن. مگو چه درخت خوب یا بدی، زشت یا زیبایی، بلند یا کوتاهی، خشک یا سبزی خنثی باش. هیچ حکمی نکن. فقط نگاه کن. با این نگاهِ خنثی دقایقی باش. در اثناء چنین نگاهی ناگهان افکار و تصورات گوناگون به تو هجوم می آورند. نترس. ذهن اینکار را می کند چون نمی تواند لحظه ای بدون قضاوت زندگی کند. قضاوت، خوراک ذهن است. و تو با این کار شیر حیاتش را بسته ای. پس او حمله می کند تا تو را از ادامه کار منصرف کند، تا دوباره بر تو مسلط شود. پس انواع فکر و خیال را بسویت سرازیر می کند.
(د) - هر فکر و خیالی که می خواهد باشد، نترس.فقط به آنها نگاه کن. قضاوتشان نکن.با آنها همراه نشو.اگر بگویی چه فکر خوبی یا چه فکر بدی، چه خیال زشتی یا چه خیال زیبایی، با آنها همراه شده ای، چون آنها را قضاوت کرده ای. وکلک ذهن گرفته است و توانسته تو را از کیفیت بی قضاوتی خارج کند. نباید با این افکار و تصوراتِ هجومی، مبارزه کنی. مبارزه آنها را قوی تر می کند. پر رنگتر می سازد. راهش اینست که فقط با نگاهِ بی قضاوت آنها را مشاهده کنی. یک نگاه خنثی. چون این کنی خواهی دید به کسری از ثانیه معجزه ای رخ می دهد، آنها به یکباره محو گشته نابود می شوند.(ادامه دارد...)
قسمت اول :
اولین قدم و مهمترین آن، توقف ذهن است. باید بتوانی ذهن قبلی ات را متوقف کنی. ذهن قبلیِ تو، مشتی فکر و خیال و تصورات جورا جور است که تو را در شبکۀ تارعنکبوتی خود به دام انداخته است. باید از آن بدر بیایی. اگر خواهان وصل به حقیقت محض هستی جز این چاره ای نیست.
پس یا این وادی را فراموش کن یا قدم به قدم بیا. اگر بیایی هر جا که باشی روح الهی را در مدد خویش خواهی یافت.
(الف) - جایی خلوت بیاب.أرجح آن است که طبیعتی بکر باشد. به دور از دست سازهای انسانی. به دور از دکل های برق. به دور از آهن پاره های متمدنانه. حتی وسیله الکترونیکی با خود نبر. یک محیط طبیعی، بکر و ساکت. همچنان که در آن محیط قدم می زنی، بگذار روح ات خود جایی برای نشستن انتخاب کند. تو انتخاب نکن. هر جا که خواست بنشیند همانجا بنشین. بد و خوب نکن. آرزوی رسیدن به هیچ چیز و هیچ جا را نداشته باش.
اگر آرزومند باشی کمکی دریافت نخواهی کرد و بهتر است به خانه ات برگردی.
(ب) - در نشستن کمرت صاف باشد. قوز نکن. و به روبرویت نگاه کن. اولین چیزی که توجه ات را جلب کرد همان مناسب است.
کاملا روبرویش بنشین. آن چیز می تواند یک درخت یا یک تخته سنگ و یا حتی افق آسمان باشد همانجا که زمین و آسمان به هم رسیده اند.
(ج) - اگر آن چیز مثلا یک درخت بود فقط آن را نگاه کن. هیچ قضاوتی نکن. مگو چه درخت خوب یا بدی، زشت یا زیبایی، بلند یا کوتاهی، خشک یا سبزی خنثی باش. هیچ حکمی نکن. فقط نگاه کن. با این نگاهِ خنثی دقایقی باش. در اثناء چنین نگاهی ناگهان افکار و تصورات گوناگون به تو هجوم می آورند. نترس. ذهن اینکار را می کند چون نمی تواند لحظه ای بدون قضاوت زندگی کند. قضاوت، خوراک ذهن است. و تو با این کار شیر حیاتش را بسته ای. پس او حمله می کند تا تو را از ادامه کار منصرف کند، تا دوباره بر تو مسلط شود. پس انواع فکر و خیال را بسویت سرازیر می کند.
(د) - هر فکر و خیالی که می خواهد باشد، نترس.فقط به آنها نگاه کن. قضاوتشان نکن.با آنها همراه نشو.اگر بگویی چه فکر خوبی یا چه فکر بدی، چه خیال زشتی یا چه خیال زیبایی، با آنها همراه شده ای، چون آنها را قضاوت کرده ای. وکلک ذهن گرفته است و توانسته تو را از کیفیت بی قضاوتی خارج کند. نباید با این افکار و تصوراتِ هجومی، مبارزه کنی. مبارزه آنها را قوی تر می کند. پر رنگتر می سازد. راهش اینست که فقط با نگاهِ بی قضاوت آنها را مشاهده کنی. یک نگاه خنثی. چون این کنی خواهی دید به کسری از ثانیه معجزه ای رخ می دهد، آنها به یکباره محو گشته نابود می شوند.(ادامه دارد...)
- ۳.۶k
- ۰۷ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط