{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیچ دفتری ننوشته ام

در هیچ دفتری ننوشته ام
اما حافظه ام قوی است ؛
سرم روی سینه ات بود
لبهایت روی موهایم
دست چپ ات روی شانه ام 
دست راستت روی گوشم
چشم هایم فقط پیراهنت را می دید
و هیچ وقت نگفتم که دکمه ی دوم پیراهنت چقدر
گونه ام را اذیت می کرد ...
دیدگاه ها (۴)

هیس..هیچ نگو..وقتی همه افراد برای تو بهترینن..من ترجیح میدم ...

هرگز فراموش نکن..در انتقام وعشقزن وحشی تر ازمرد است..

بهانه گیر شدی..حتما کسی بهتر از من..تورا سروده است..

وقتی دلم پره... ٰموهامو شونه کن...دلم خیلی پره...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

عاشقانه های شبنم دامنه های دماوند

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

مربی موتور سوار

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

سناریو جونگکوک

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط