{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Part167

#Part167
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

اصلاً امیر خان اصلاً به درک درمان خودش رو هم ول کرده
با یاسمن از هر دری وارد شدیم تا راضی بشه برگرده ولی به هیچ وجه قبول نمیکنه
دلم براش میسوزه
میدونم خیلی براش سخت بود میدونم هنوز هم براش هضم نشده ولی میترسم
نگاه هاش نصبت به خودم رو اصلاً دوست ندارم
واقعاً نمیدونم با پارمیس چیکار کنم
بهتره هرچه سریعتر قانعش کنیم برگرده آلمان

آروم رفتم سمت اتاق شیرین
رو تخت بغل جزوش خوابش برده بود
خیلی آروم رفتم سمتش
موهای ابریشمیش رو نوازش کردم
وآروم موهاش رو بو کشیدم
لای چشماش رو آروم باز کرد و خودش رو انداخت تو بغل من و عمیق بو کشید
آخه من چطور عاشق این دختر نباشم؟

لحظه به حظه که احساسش رو نسبت به من بروز میده بیشتر و بیشتر عاشقش میشم
وقتی میبینم اونم بهم حس داره دیگه غمی تو دنیا برام نمیمونه همه ی مشکلات محو میشوند و فقط اون حس نابی که تو وجودمه میمونه

+ چرا دیر اومدی
_ یکی از دوستام خیلی یهویی از خارج برگشت
خمار از خواب اوهوم آرومی گفت که بیشتر به خودم فشردمش
_ شیرین؟
+ هوم
_ من سختمه با این لباسام بخوابم
نیم خیز شد و چشمای خمار از خوابش رو ریز کردم
+به من ربطی نداره
لبم رو گاز گرفتم تا خم نشم و عمیق و طولانی ازش کام نگیرم
_ باشه هرجور تو راحت باشی
سرش رو گذاشت رو بازوم با منظم شدن و عمیق شدن نفسهاش متوجه شدم که خوابش برده
دیدگاه ها (۱)

#Part168#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 چشمام داشت بشته می...

#Part169#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 ولی خیلی خوابم میو...

#Part166#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 "شیرین"گوشی رو قطع...

#Part165#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 _ خوب نمیرم عزیزم ...

سناریو نوری در تاریکیپارت ۸ایزوکو خوابش برد اما.......باکوگو...

پارت ۴ عمو های من مافیان

پارت۲۲Loveمینهو خمار بهش نگاه میکردجیسونگ:ب....ببخشید.....به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط