شهید زین الدین:
شهید زین الدین:
توی تدارکات لشکر، یکی دو شب، می دیدم ظرف های شام را یکی شسته. نمی دانستیم کار کیه. یک شب مچش را گرفتیم. آقا مهدی بود. گفت من روز ها نمی رسم کمکتون کنم. ولی ظرف های شب با من.
***
توی تدارکات لشکر، یکی دو شب، می دیدم ظرف های شام را یکی شسته. نمی دانستیم کار کیه. یک شب مچش را گرفتیم. آقا مهدی بود. گفت من روز ها نمی رسم کمکتون کنم. ولی ظرف های شب با من.
***
- ۱.۹k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط