{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهید زین الدین:

شهید زین الدین:
توی تدارکات لشکر، یکی دو شب، می دیدم ظرف های شام را یکی شسته. نمی دانستیم کار کیه. یک شب مچش را گرفتیم. آقا مهدی بود. گفت من روز ها نمی رسم کمکتون کنم. ولی ظرف های شب با من.
***
دیدگاه ها (۱)

شهید زین الدین:به سرمان زد زنش بدیم عیالم یکی از دوستانش را ...

خواهش میکنم بخونید...لایک نمیخواد فقط بخونیدلطفاشخصی به امام...

تواضع و فروتنی اقا امام سجاد ع:امام سجاد (ع ) هنگامی که باکا...

تواضع پیامبر ص:روزی بانویی بی پروا عبور می کرد، پیامبر (ص ) ...

شهید مهدی زین الدین#شهدا#شهدا اوت آخر توی ظل گرمای تابستا...

‏🦊[۱۷:۰۴ به وقت کره]بنگ های ㅎㅎㅎبعد از کنسرت‌ها چه حسی دارید؟...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط