{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی ماســــه ها

روی ماســــه ها
در آغــــوش هم نشسته بودیم
انگشتت را مـــــداد کردی
و روی صفــــــــــحه ی ساحل نوشتی
“دوســـــــتت دارم”
دریا حسادت کرد
موجـــی فرستاد و دست خطت را ربود
کــــنار دریا
روی ماســــه ها
تنــــــــها نشسته ام
و به این فکــــــر میکنم
که دل به دریا بزنم
و آن جمله را به هــــــــــر قیمتی که شده پس بگـــــــــــیرم*
دیدگاه ها (۴)

اره والا... " ﺷﯿﺮﯾﻦ " ﺍﯾﻨﻘﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻧﺒﻮﺩﺍﻣﺎ " ﻓﺮﻫﺎﺩ " ﺑﻪ...

فقط چند قدم مانده بودبرسم به "تو"اگر این خواب لعنتی ، دیشب ا...

کدام نقاب را امروز بر چهره بزنم اینجا همه نقابی بر چهره دارن...

دیر آمدی !!!ببین ؛ چه عشق بازی با شکوهیست میان من و مورچه ها...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

I can be myself with himPart¹⁰⁸ساعت،۸ شب رو نشون میدادطرح کا...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح که چشم‌هات رو باز ک...

میبخشی پارت ۴

لبخند قاتلپارت⁴⁶ویو جونگ‌کوکماشین توی خیابون‌های خلوت حرکت م...

فاصله یک لبخند تا جنون

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

"چندپارتی".......p.4صبح روز بعد ، ویدیو همان لایو همه جا پخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط