Pt8
رفتم داروخانه و قرص ضد بارداری خریدم رفتم خونه وقتی رفتم اولین کاری که کردم رفتم تو آشپزخونه یه نصفه قرص خوردم و فردا هم کنسرت بود همینجورییییی داشتم تمرین میکردم بعد تموم که شد رفتم خوابیدم بلند شدم جیمین داشت تمرین میکرد ساعت 5:05 بود منم رفتم باهاش رفتم تمرین کردم
پرش به ساعت 6:15:
تمرینمون بالاخره تموم شد هوووووف خداروشکر حالم بد نشد قرار شد که پسرارو با دوستای خودم رو دعوت کنیم خونمون سریع رفتم زنگ زدم بهشون و بعد سریع مثل مترو رفتم به جیمین گفتم برام خرید کنه لیست رو دادم بهشدفرض کن ساعت 8 شب بری خرید😂😂
پرش به فردا ساعت7:
صبح بلند شدم ساعت 7 بود یه داد زدم جیمین رو بلند کردم رفتم لباسام رو پوشیدم رفتم تو پذیرایی میخواستم یه شات ویسکی بخورم که جیمین گفت آمادس درد بگیره😒😑از خونه تا استادیوم کنسرت یه ساعت راه بود سریع نشستیم رو موتورم و راه افتادیم مثل سگ هار که میخواد پاچه بگیره گاز میدادم😂😂جیمین دستاش رو گذاشته بود رو پهلوم هیچوقت این کارو نمیکرد رسیدیم استادیوم رفتیم لباس راحتی پوشیدیم و دوستای جیمین گفتن مبارکتون باشه😊و اینا بعد تا ساعت 8 داشتیم تمرین میکردیم و صدامون رو آماده میکردیم وقتی ساعت یک ربع به نه شد بادیگاردامون بردنمون پایین میکاپ آرتیستا و طراح لباسامون ریختن سرمون بعد آمادمون کردن وسط کنسرت داشت حالم بد میشد رفتم پیش جیهوپ و تو پنج دقیقه همه چیز رو بهش گفتم بهش گفته بودم به جیمین نگه ولی وقتی رفتیم پایین جیهوپ با جیمین حرف میزد که یهو جیمین بد نگام کرد😓ولی هیچی نگفت یه رقص فاکینگ سخت داشتیم اون رو هپ انجام دادیم دلم به چوخ رفته بود دل درد داشتم ، داشتم میمردم.
ادامه دارد....
پارت بعد رو بعد امتحانم میزارم
پرش به ساعت 6:15:
تمرینمون بالاخره تموم شد هوووووف خداروشکر حالم بد نشد قرار شد که پسرارو با دوستای خودم رو دعوت کنیم خونمون سریع رفتم زنگ زدم بهشون و بعد سریع مثل مترو رفتم به جیمین گفتم برام خرید کنه لیست رو دادم بهشدفرض کن ساعت 8 شب بری خرید😂😂
پرش به فردا ساعت7:
صبح بلند شدم ساعت 7 بود یه داد زدم جیمین رو بلند کردم رفتم لباسام رو پوشیدم رفتم تو پذیرایی میخواستم یه شات ویسکی بخورم که جیمین گفت آمادس درد بگیره😒😑از خونه تا استادیوم کنسرت یه ساعت راه بود سریع نشستیم رو موتورم و راه افتادیم مثل سگ هار که میخواد پاچه بگیره گاز میدادم😂😂جیمین دستاش رو گذاشته بود رو پهلوم هیچوقت این کارو نمیکرد رسیدیم استادیوم رفتیم لباس راحتی پوشیدیم و دوستای جیمین گفتن مبارکتون باشه😊و اینا بعد تا ساعت 8 داشتیم تمرین میکردیم و صدامون رو آماده میکردیم وقتی ساعت یک ربع به نه شد بادیگاردامون بردنمون پایین میکاپ آرتیستا و طراح لباسامون ریختن سرمون بعد آمادمون کردن وسط کنسرت داشت حالم بد میشد رفتم پیش جیهوپ و تو پنج دقیقه همه چیز رو بهش گفتم بهش گفته بودم به جیمین نگه ولی وقتی رفتیم پایین جیهوپ با جیمین حرف میزد که یهو جیمین بد نگام کرد😓ولی هیچی نگفت یه رقص فاکینگ سخت داشتیم اون رو هپ انجام دادیم دلم به چوخ رفته بود دل درد داشتم ، داشتم میمردم.
ادامه دارد....
پارت بعد رو بعد امتحانم میزارم
- ۵۵۷
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط