{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خدااااااااااااااا قربوووووونشون برم

ای خدااااااااااااااا قربوووووونشون برم

الان امامزاده بودم این دوتا بچه کنار هم بودن قرآن روسرشون گذاشته بودن من خیلی خوشم اومد سریع ازشون عکس گرفتم ولی وقتی داشتم عکس میگرفتم حواسشون اومد طرف من قرآن از سرشون بر داشتن
نمیدونید پسر کوچولو چطور داشت مخ دختره میزد ای جوووونم کلی ذوق کردمااااا
تا تونستم ازشون عکس گرفتم
خداحفظشون کنه


همین الان یهووویی
دیدگاه ها (۱۵)

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

I can be myself with himPart⁹³یونگی فیلم رو پلی کرد..وسط من ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

پارت چهارم ات. رفتم خونه به دوش گرفتم لباس خواب پوشیدم و با...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط