قسم به نیمه ی لیوان غم که خالی نیست
قسم به نیمه ی لیوان غم که خالی نیست
کسی به باور دردم در این حوالی نیست
بجان عشق، بجان شما، بجان خودم
که عشق اول درد است و بی خیالی نیست
هدیه ام که چو گل.های دامنت زنده است
نگاهدار و مزن پا که نقش قالی نیست
دلی که دست تو دادم عزیز دار که دل
شکستنی ست ولی جنس او سفالی نیست
ببین به پای تو افتاده ام مرا بردار
که اتفاق فرود آمدن زکالی نیست
بگیر جانم و جامت ز من دریغ مکن
که این معامله خوب است گرچه عالی نیست
کسی به باور دردم در این حوالی نیست
بجان عشق، بجان شما، بجان خودم
که عشق اول درد است و بی خیالی نیست
هدیه ام که چو گل.های دامنت زنده است
نگاهدار و مزن پا که نقش قالی نیست
دلی که دست تو دادم عزیز دار که دل
شکستنی ست ولی جنس او سفالی نیست
ببین به پای تو افتاده ام مرا بردار
که اتفاق فرود آمدن زکالی نیست
بگیر جانم و جامت ز من دریغ مکن
که این معامله خوب است گرچه عالی نیست
- ۱.۹k
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط