{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه مغازه بود

کاش یه مغازه بود
آدم میرفت
میگفت
بےزحمت یه کم
"خیال خوش"
میخوام
ببخشید این
"خنده ها از ته دل"
چندن؟
آقا!
این
"آرامشا"
لحظه اے چند؟
این
"بے خیالیا"
که میپاشن رو زندگےمشتےچند؟
ازاین
"روزایؤکه بےبغضن"
دارین؟
ازین
"سالاےِ بے رنج"
اندازه دل ما دارین؟!
این
"شادیا"
دوام دارن؟!
نه...
کاش یه جایے بود
میشد رفت
و بگے آقا یه
"زندگے"
میخوام
بے زحمت جنس خوبش ...


دیدگاه ها (۱)

دل به راهے سپرده ام که انتهایش به تو میرسدروزگار را بے خیال،...

بودنتپیمان صلحے بودبراےتمامے نبردهاے خونین دلم...و نبودنتچیز...

راســـت مـیـگنعـشـق چـشم آدمو ڪور مـیـکنـہ دارم مـبیـ...

خــــوابیـــدڹ تــــو ڕوزبیــــدارے تــــــو شـــــب مڕیضے ف...

کاش یه مغازه بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط