{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روشنایی پس از تاریکی

روشنایی پس از تاریکی
پارت دو

ویو ا/ت

رو مبل نشسته بودم داشتم مانگای مورد علاقمو میخوندم پدرخونده ی عوضیم(داداش ارام😔😂) اومد و مثل همیشه داشت تظاهر میکرد منو دوس داره
(مامان ا/ت $ پدرخونده ا/ت& ا/ت*)


& دختر قشنگم سرتو بگیر بالا گردنت درد میگیره
* باشه(با حالت عصبی)
$ ات مودب باش
* چرا؟ چون این مرتیکه پولداره؟
$ !ات بسه
با عصبانیت بلند شدم رفتم توی اتاقم
ایرپادمو گذاشتم تو گوشم اهنگ مورد علاقمو پلی کردم و چشامو بستم نمیدونم چرا ولی دلم میخواست گریه کنم
کم کم چشام گرم شد و خوابیدم

ویو صبح

اهععععع بازم این الارم کوفتی بلند شدم رفتم دست و
صورتمو شستم و کارای لازم و انجام دادم بلند شدم
لباسمو پوشیدم اماده شدم
رفتم تو پذیرایی
*صبح بخیر
$صبحت بخیر قشنگم بشین
ا/ت تو دلش:چرا مامان اینقدر مهربون شده؟
* سو یانگ سر کاره؟
(نکته:اسم پدرخونده ا/ت سو یانگه)
$آره
*خب دیگه مامان من دیرم شد باید برم
$باشه دخترم مواظب خودت باش
*باشه خدافظ
درو بستم سوار اسانسور شدم رفتم پایین چون با
ماشینم تصادف کردم و ماشینم رو به گا دادم(ای ا/ت بی ادب😂)
پیاده به راه افتادم یه دفعه یچیزی اومد جلوی دهنم و سیاهی

حمایت کنیددددد
دیدگاه ها (۳)

روشنایی پس از تاریکیپارت 3یچیزی اومد جلوی دهنمو هیچی حس نکرد...

روشنایی پس از تاریکیپارت 4ویو ا/تدیدم یه پسر دیگه وارد شد خی...

اسم فیک:روشنایی پس از تاریکیاولین فیک😂پارک ا/ت هستم 18 سالمه...

پیوسته و پر قدرت😂😂🗿🚬

عشق دروغین

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط