{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد

پـا به پـای غـم من پیـر شـد و حـرف نـزد
داغ دیـد از من و تبخـیر شـد و حـرف نـزد

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب
شب بـه شب آمـدنـم دیـر شد و حـرف نزد

غصـه میخـورد کـه مـن حـال خـرابـی دارم
از همین غصـه ی من سیـر شـد و حرف نزد

وای از آن لحظه کـه حرفـم دل او را سوزاند
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی...
مادرم خستـه شـد و پیـر شـد و حرف نزد

محمد شیخی
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۲۵ساعت از سه گذشته بود که صدای در اومد. نه کوبیدنِ آروم...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

سه☆پارتی.......p.3بعد اروم به تخت نزدیک شد و روی صندلی کنارش...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

برادر ناتنی

اوچیها شیسویی

P : 28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط